اخبارگزارش و تحلیل

مصاحبه داغ لاوروف با شبکه ایتالیایی مدیاست

سرگئی لاوروف مصاحبه ای جذاب و داغ با یک شبکه ی ایتالیایی داشته که خواندن آن خالی از لطف نیست.

سوال: از اظهارات شما در مورد احتمال وقوع یک جنگ هسته ای، یک جنگ جهانی سوم، همه جهان می پرسند: آیا خطر واقعی این اتفاق وجود دارد؟

سرگئی لاوروف: به نظر می رسد منظور شما از کل جهان رسانه ها و سیاستمداران غربی است. این اولین بار نیست که متوجه می شوم غرب با چه مهارتی حرف های مقامات روسی را می چرخاند. از من در مورد تهدیدهایی که در حال حاضر در حال افزایش است و اینکه تهدید یک جنگ جهانی سوم چقدر واقعی است، پرسیده شد. من کلمه به کلمه پاسخ زیر را دادم: «روسیه هرگز از تلاش برای دستیابی به توافقات تضمین کننده جلوگیری از جنگ هسته ای دست برنداشته است. در سال‌های اخیر، این روسیه بوده است که به طور مداوم به همتایان آمریکایی خود پیشنهاد کرده است که همان کاری را که میخائیل گورباچف ​​و رونالد ریگان در سال ١٩٨٧ انجام دادند را تکرار کنند: بیانیه‌ای را اتخاذ کنند که در آن تاکید می‌کند که در جنگ هسته‌ای هیچ برنده‌ای وجود ندارد و بنابراین هرگز نباید آغاز شود.»

وی افزود: ما نتوانستیم دولت ترامپ را متقاعد کنیم، زیرا آنها ایده های خود را در این مورد داشتند. با این حال، دولت بایدن با پیشنهاد ما موافقت کرد. در ژوئن ٢٠٢١، در نشستی بین ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه و جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا در ژنو، اعلامیه‌ای مبنی بر غیرقابل قبول بودن جنگ هسته‌ای به تصویب رسید. من می خواهم تأکید کنم که این اتفاق بنا بر ابتکار ما افتاد.

در ژانویه ٢٠٢٢، پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل بیانیه مشابهی را در بالاترین سطح، آن هم به ابتکار ما، تصویب کردند: هیچ برنده ای در جنگ هسته ای وجود ندارد. چنین جنگی هرگز نباید آغاز شود. برای دستیابی به این هدف، رئیس جمهور ولادیمیر پوتین پیشنهاد تشکیل اجلاس پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل را داد. این پیشنهاد توسط همکاران چینی ما و فرانسه مورد حمایت قرار گرفت. ایالات متحده و بریتانیا که همیشه عقب‌نشینی می‌کنند، فعلاً این رویداد مهم را متوقف می‌کنند.

با گفتن این موضوع، من از همه خواستم که برای تقلیل تهدیدات موجود احتیاط کنند. اشاره من به اظهارات رئیس جمهور زلنسکی بود که گفته بود: «ترک تسلیحات هسته ای توسط اوکراین اشتباه بوده و باید دوباره به آنها دست یابد.»  همچنین بیانیه ای از سوی رهبری لهستان در مورد آمادگی آنها برای استقرار تسلیحات هسته ای آمریکایی در قلمرو خود و موارد دیگر وجود داشت.

کانال تلگرام اخبارجبهه مقاومت

به نوعی هیچ سوالی در رسانه ها در مورد اظهارات زلنسکی و لهستان وجود نداشت. یا بعد از اظهارات ژان ایو لودریان وزیر امور خارجه فرانسه که ناگهان گفت: فراموش نکنیم که فرانسه هم سلاح هسته ای دارد. دقیقا منظورم همین بود. وقتی روزنامه‌نگاران غربی کلمات را از متن خارج می‌کنند و معنای حرف‌های من یا دیگر مقامات روسی را می‌پیچانند، هیچ اعتباری برای آنها ایجاد نمی‌کند.

سوال: چند روز پیش پوتین رئیس جمهور روسیه گفت که روسیه “سلاح های بی نظیری” دارد. منظور او از آن چه بود؟

سرگئی لاوروف: همه این را به خوبی می دانند. سه سال پیش، رئیس جمهور پوتین، آخرین نوآوری های روسیه را در سخنرانی خود در مجلس فدرال ارائه کرد. اینها بیش از همه شامل سلاح های مافوق صوت بودند. او به صراحت و با جزئیات توضیح داد که روسیه پس از خروج ایالات متحده از معاهده “حفاظت از موشک های بالستیک” ، توسعه این سلاح ها را آغاز کرد. در آن زمان، رئیس جمهور جورج بوش، در پاسخ به این سوال که چرا کشورش این سند مهم را که تا حد زیادی ثبات جهانی را تضمین می کند، از بین می برد، به رئیس جمهور پوتین گفت که این معاهده به منظور ایجاد یک سیستم دفاع موشکی که روسیه را هدف قرار ندهد، لغو خواهد شد. او گفت که آنها نگران کره شمالی و ایران هستند و “شما می توانید در پاسخ به آن هر کاری بخواهید انجام دهید.”

ما چاره ای جز کار بر روی تسلیحات مافوق صوت نداشتیم زیرا به خوبی می دانستیم که سامانه دفاع موشکی آمریکا کره شمالی و ایران را هدف قرار نخواهد داد، بلکه روسیه و سپس چین را هدف قرار خواهد داد. ما برای شکست دفاع ضد موشکی به سلاح های تضمین شده نیاز داشتیم. در غیر این صورت، کشوری با سیستم‌های دفاع موشکی و سلاح‌های تهاجمی ممکن است وسوسه شود که اولین حمله را رهبری کند، با این فرض که پاسخ توسط سیستم‌های دفاع موشکی آن سرکوب می‌شود.

به همین دلیل ما این سلاح ها را توسعه دادیم. آنها به تفصیل در نشریات تخصصی توضیح داده شده اند. ما این واقعیت را پنهان نمی کنیم که آنها را داریم. ما حتی مایل بودیم با ایالات متحده گفتگو کنیم تا در معاهده ثبات استراتژیک که جایگزین معاهده استارت جدید کنونی می شود، در مورد سیستم های جدیدی که قبلا توسعه یافته اند یا در آینده توسعه خواهند یافت، بحث کنیم. امروز آمریکایی ها همه این مذاکرات را متوقف کردند. ما به امکانات خودمان تکیه خواهیم کرد.

سوال: هنگامی که آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل از کیف بازدید کرد، شهر مورد اصابت موشک قرار گرفت. به رسانه های غربی و رئیس جمهور زلنسکی که این حملات را تحریکی علیه سازمان ملل می دانند، چه می گویید؟

لاوروف: ما مدام هشدار می دادیم. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه با اعلام آغاز عملیات نظامی ویژه گفت که این عملیات زیرساخت های نظامی اوکراین را هدف قرار خواهد داد که برای سرکوب غیرنظامیان در شرق این کشور و تهدید امنیت روسیه استفاده می شود. شما به خوبی می دانید که ما به اهداف نظامی حمله می کنیم تا رادیکال های اوکراینی و رژیم کی یف را از امکان تقویت در قالب تسلیحات و مهمات محروم کنیم.

از سوی دیگر، من یک کلمه از رئیس جمهور زلنسکی در مورد وضعیتی که هیچ ربطی به یک تاسیسات نظامی (هر چه که نامش دارد) یا سایر تاسیسات نظامی نشنیده ام. منظورم حملات موشکی توچکا-یو به مرکز دونتسک در هفته‌های اخیر یا به ایستگاه راه‌آهن غیرنظامی در کراماتورسک و چندین مکان دیگر، از جمله خرسون (در همین دیروز) است. دلیل این حملات به وضوح ترساندن غیرنظامیان و جلوگیری از تصمیم گیری مردم این مناطق برای سرنوشت خود بود. اکثریت مردم آنجا از سرکوب رژیم کی یف که به طور فزاینده ای به ابزار نئونازی ها، ایالات متحده و نزدیک ترین متحدانش تبدیل می شود، خسته شده اند.

کسانی که پس از یک کودتای خونین و غیرقانونی به قدرت رسیدند، جنگی را علیه مردم خود و علیه هر چیزی که روسی بود به راه انداختند و زبان، آموزش و رسانه های روسی را ممنوع کردند. آنها قوانینی را تصویب کردند که نظریه ها و اعمال نازی ها را ترویج می کرد. ما به شما هشدار دادیم. همه هشدارهای ما با دیوار سکوت روبرو شد. همانطور که اکنون می دانیم، حتی در آن زمان غرب به رهبری ایالات متحده قصد داشت به هر طریق ممکن رهبران اوکراینی (پتر پوروشنکو و ولادیمیر زلنسکی که پس از او آمدند) را در آرزوی آنها برای ایجاد خطر برای روسیه تشویق کند.

هشدارهای ما که در نوامبر و دسامبر ٢٠٢١ در توقف گسترش بی پروای ناتو به سمت شرق و توافق بر سر تضمین های امنیتی غیرمرتبط با کشورهای جدیدی که به بلوک نظامی-سیاسی می پیوندند، صادر شد، نادیده گرفته شد. حتی می‌توانم بگویم که پاسخی که دریافت کردیم چندان مودبانه نبود: «به شما ربطی ندارد»، «ناتو را هر طور که بخواهیم گسترش می‌دهیم» و «از شما اجازه نخواهیم گرفت».

در همان زمان، رژیم اوکراین حدود ١٠٠،٠٠٠ سرباز را در امتداد خط درگیری با دونباس متمرکز کرد و حملات را تشدید کرد و توافقات مینسک و آتش بس را نقض کرد. ما چاره ای نداشتیم جز اینکه این دو جمهوری را به رسمیت بشناسیم، با آنها موافقت نامه کمک متقابل امضا کنیم و بنا به درخواست آنها، از آنها در برابر میلیتاریست ها و نازی های بیدادگر در اوکراین امروزی محافظت کنیم.

سوال: شما آن را این گونه می بینید، در حالی که زلنسکی آن را متفاوت می بیند. او معتقد است که نازی‌زدایی معنایی ندارد. او یک یهودی است. ولادیمیر زلنسکی دیدگاه شما را رد می کند. آیا فکر می کنید ولادیمیر زلنسکی مانعی برای صلح است؟

سرگئی لاوروف: برای من فرقی نمی کند که رئیس جمهور زلنسکی چه چیزی را قبول و یا رد می کند. همانطور که می گویند او مانند باد بی ثبات است. او می تواند چندین بار در روز موقعیت خود را تغییر دهد.

از او شنیدم که می گفت در مذاکرات صلح حتی در مورد خلع سلاح و غیر نظامی کردن صحبت نمی کنند. اولاً، همان طور که توافقات مینسک را به مدت هشت سال نقض کردند، مذاکرات با روسیه را نیز نقض می کنند. دوم، نازی‌سازی در آنجا اتفاق می‌افتد: جنگجویان اسیر، و همچنین اعضای گردان‌های آزوف و آیدار و سایر واحدها، صلیب شکسته یا نمادهای گردان‌های Waffen SS نازی را بر روی لباس‌های خود می‌بندند یا روی بدن خود خالکوبی می‌کنند. آنها آشکارا سرودهای نازی را می خوانند و تبلیغ می کنند. استدلال او این است: اگر او یهودی است چگونه ممکن است نازیسم در اوکراین وجود داشته باشد؟ ممکن است اشتباه کنم، اما آدولف هیتلر خون یهودی هم داشت. قوم خردمند یهود می گویند که سرسخت ترین ضد یهودها معمولاً یهودیان هستند.

در مورد آزوف، اکنون شواهدی منتشر شده است که تأیید می‌کند آمریکایی‌ها و به‌ویژه کانادایی‌ها نقش پیشرو در آموزش یگان‌های فوق رادیکال و آشکارا نئونازی در اوکراین داشتند. در طول این سال ها، هدف ادغام نئونازی ها در نیروهای عادی اوکراین بوده است. بنابراین، در هر واحد (گردان یا هنگ)، جنگنده های آزوف قرار بود نقش رهبری را ایفا کنند. من چنین گزارش هایی را در رسانه های غربی خوانده ام.

روزنامه نگاران (از یک رسانه غربی) با ولادیمیر زلنسکی مصاحبه کردند و از او پرسیدند که درباره آزوف و ایده هایی که آزوف مطرح و اجرا می کند، چه فکر می کند. او گفت که از این قبیل گردان ها زیاد است و آنها “همین هستند”. تاکید می‌کنم این جمله – «آنها همین هستند» – توسط روزنامه‌نگار ویرایش شده و در مصاحبه پخش نشده است. این بدان معناست که روزنامه نگار می داند این شخص چه می گوید و چه فکر می کند. او به این فکر می کند که چگونه می توان از نئونازی ها برای مبارزه با روسیه استفاده کرد.

سوال: چندین هزار یا شاید ده ها هزار شبه نظامی نئونازی وجود دارد. آیا حضور آنها می تواند توجیه کننده نازیزدایی یک کشور ۴٠ میلیونی باشد؟ گردان هایی مانند گروه واگنر وجود دارند که از ایده های نئونازی نیز الهام گرفته اند و در نیروهای روسی خدمت می کنند.

سرگئی لاوروف: ما چندین بار در مورد گروه واگنر با علاقه مندان به این موضوع صحبت کرده ایم. واگنر یک شرکت نظامی خصوصی است که هیچ ارتباطی با دولت روسیه ندارد. ما همچنین این را برای همکاران فرانسوی خود توضیح دادیم که وقتی گروه واگنر با دولت کشور مالی برای ارائه خدمات امنیتی توافق کرد، عصبی شدند. در اوایل سپتامبر ٢٠٢١، همکار محترمم ژان ایو لودریان و جوزپ بورل مستقیماً گفتند که روسیه نه به عنوان یک دولت و نه با شرکت‌های نظامی خصوصی در آفریقا هیچ تجارتی ندارد، زیرا آفریقا منطقه اتحادیه اروپا و فرانسه است. این را تقریبا کلمه به کلمه به من گفتند.

همچنین وضعیت لیبی را توضیح دادیم که مقامات این شرکت نظامی خصوصی را به شهر طبرق که پارلمان لیبی در آن قرار دارد دعوت کردند. ایتالیا وضعیت لیبی را به خوبی می داند. آنها با شرایط تجاری در آنجا هستند، مانند مالی. در اوکراین چنین چیزی وجود ندارد، زیرا تعداد زیادی مزدور از کشورهای غربی وجود دارد. من معتقدم که صحبت در مورد حضور گروه واگنر در اوکراین چیزی نیست جز ترفندی برای منحرف کردن تمرکز از کاری که همکاران غربی ما انجام می دهند. وضعیت مربوط به رویارویی در کارخانه آزوفستال در ماریوپل و تمایل سرسختانه و حتی هیستریک ولادیمیر زلنسکی، تیم او و حامیان غربی آنها برای تخلیه همه این افراد و فرستادن آنها به اوکراین را می توان به شرح زیر توضیح داد.

شما پرسیدید که آیا از بین بردن نفوذ چند ده (یا حتی هزاران) نازی ارزش به خطر انداختن کشوری با ۴۰ میلیون نفر را دارد؟ این سوال کاملا درست نیست. این مسئله منافع امنیتی اساسی روسیه است. ما چندین دهه است که در مورد این صحبت می کنیم. مدت ها قبل از کودتا، غرب به اوکراین آمد (این ٢٠ سال پیش بود) و شروع به گفتن به او کرد که در آستانه هر انتخابات باید تصمیم بگیرد که طرف چه کسی باشد: اروپا یا روسیه. بعداً آنها شروع به حمایت از ابتکارات رهبری اوکراین با هدف شباهت هر چه بیشتر به فدراسیون روسیه کردند. من به دنبال زبان روسی و رسانه های روسی هستم، بسته شدن شبکه های تلویزیونی روسی زبان، ممنوعیت فروش هر گونه چاپ به زبان روسی (اعم از روسیه و اوکراین)، کلیسای ارتدکس روسیه که یک نهاد مقدس در ایالت و جامعه ما است، و تصویب قوانینی برای ترویج تئوری ها و اعمال نازی ها ذکر شده است. این قوانین نه برای چند ده هزار رزمنده در گردان های رادیکال بلکه برای کل کشور صادر می شود.

غربِ اوکراین، جشن پیروزی در جنگ بزرگ میهنی را متوقف کرد. خیلی وقت پیش این اتفاق افتاد. آخرین تحولات هیچ ربطی به این موضوع ندارد. زمانی که شروع به جشن گرفتن تولد کسانی کردند که با هیتلر به عنوان تعطیلات ملی (شوخویچ، باندرا و دیگران، جنگجویان وافن اس اس) را جشن گرفتند، آنها شروع به تخریب بناهای یادبود کسانی کردند که اوکراین را از دست نازی ها آزاد کردند. آنها شروع به جشن گرفتن به عنوان یک جشن ملی از روز تأسیس ارتش شورشی اوکراین کردند که در دادگاه نورنبرگ به همکاری با نازی ها مجرم شناخته شد. این اتفاق فقط در دو سه ماه گذشته رخ نداد، بلکه از سال ها قبل شروع شد. حتی قبل از کودتا.

این کودتا یک روز پس از آن اتفاق افتاد که وزرای خارجه فرانسه و لهستان در فوریه ٢٠١۴ به راه حلی مسالمت آمیز قول دادند. صبح روز بعد، هنگامی که مخالفان دولت را سرنگون کردند، شکار رئیس جمهور را آغاز کردند و ساختمان اداری را اشغال کردند، از آنها پرسیدیم که چرا نمی توانند از قدرت، نفوذ و اقتدار اتحادیه اروپا برای وادار کردن مخالفان به همکاری استفاده کنند. پاسخ نامفهوم بود: ویکتور یانوکوویچ کیف را ترک کرده بود. بسیاری از مردم سرمایه های خود را ترک کردند. در همان سال ٢٠١۴ کودتا در یمن رخ داد. رئیس جمهور عبدربه منصور هادی نیز پایتخت را ترک کرد. تفاوت این بود که ویکتور یانوکوویچ کیف را به شهر دیگری [در اوکراین] ترک کرد، در حالی که عبدربه منصور هادی به عربستان سعودی گریخت. از آن زمان و تا همین اواخر.  بنابراین برای هشت سال طولانی، تمام بشریت مترقی، به رهبری لیبرال های اروپایی ما، خواستار بازگشت رئیس جمهور عبدربه منصور هادی به عنوان رهبر برحق یمن شدند. اما در اوکراین، وقتی رئیس جمهور به شهر دیگری رفت، دیگر دلیلی برای انجام کاری وجود نداشت. ما متوجه شدیم که اولین بیانیه کودتاچیان مربوط به لغو وضعیت منطقه ای زبان روسی است. آنها از مبارزان مسلح (همچنین فوق رادیکال ها) خواستند تا به شورای عالی کریمه یورش ببرند. همه چیز اینطور شروع شد. هیچ کس دیگر نمی خواهد آن را به خاطر بسپارد. اتحادیه اروپا توسط اراذل و اوباشی که پس از کودتا در کیف قدرت را به دست گرفتند تحقیر شد، همانطور که اتحادیه اروپا اکنون در حال تحقیر است. به دلیل عدم اجرای تصمیم خود برای ایجاد جامعه ای از جوامع صرب در کوزوو. با میانجیگری اتحادیه اروپا، پریشتینا و بلگراد قبلاً در سال ٢٠١٣ در این مورد به توافق رسیده بودند، اما اتحادیه اروپا بار دیگر بی کفایتی خود را ثابت کرد.

سوال: نقش ایتالیا را در حال حاضر چگونه می بینید؟

سرگئی لاوروف: ایتالیا در خط مقدم کسانی است که نه تنها در مورد تحریم های ضد روسیه تصمیم می گیرند، بلکه انواع ابتکارات را نیز انجام می دهند. دیدن آن برای من واقعا عجیب بود، اما اکنون به این واقعیت عادت کرده ایم که ایتالیا می تواند چنین باشد. فکر می‌کردم ایتالیا و مردم ایتالیا دیدگاه متفاوتی نسبت به تاریخ و عدالت خود در جهان دارند که می‌توانستند بین سیاه و سفید تمایز قائل شوند. من نمی خواهم نادرست بگویم، اما به هر حال برخی از اظهارات سیاستمداران، چه رسد به مقالاتی در رسانه ها، فراتر از شئونات دیپلماتیک و سیاسی و بسیار فراتر از اخلاق روزنامه نگاری است.

سوال: ممکن است بفرمایید منظورتان چیست و به چه کسانی اشاره می کنید؟

سرگئی لاوروف: سفارت ما چنین مطالبی را برای ما ارسال کرد و حتی به دلیل نقض قوانین ایتالیا شکایت کرد. من نمی خواهم اکنون وارد جزئیات شوم یا موارد زشتی را که در حال بحث است تکرار کنم. حداقل من آن را با مردم ایتالیا که گرم ترین احساسات را نسبت به آنها دارم، مرتبط نمی دانم.

سوال: بیایید در مورد نقش ایالات متحده صحبت کنیم. جو بایدن به حمایت آشکار از اوکراین ادامه می دهد و پول و تسلیحات در اختیار آن قرار می دهد. او می گوید که یک متجاوز وجود دارد و اوکراین مورد حمله قرار گرفته است.

سرگئی لاوروف: من در رسانه های آمریکایی و اروپایی در مورد روابط بین خانواده جو بایدن و اوکراین مطالب زیادی خوانده ام، بنابراین توجه او به وضعیت فعلی تعجب آور نیست. با این حال، جدای از منافع شخصی او، نمی توانم رد کنم که این موضوع در مورد آگاهی واشنگتن از شکست استراتژی بلندمدت خود برای تبدیل اوکراین به یک تهدید واقعی برای فدراسیون روسیه و اطمینان از عدم اتحاد اوکراین و روسیه است. روابط بین آنها دوستانه نیست.

در واقع، این فقط در مورد جو بایدن نیست. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کل نخبگان آمریکایی توسط “میراث” زبیگنیو برژینسکی هدایت شدند که می گفت روسیه بدون اوکراین فقط یک قدرت منطقه ای است و چیز جدی ای نیست. این منطق آنها را راهنمایی کرد که سلاح‌های تهاجمی را به اوکراین پمپاژ کردند، به هر طریق ممکن نظامی‌سازی آن را تشویق کردند، و آن را به ده‌ها تمرین نظامی سالانه تحت نظارت ناتو کشاندند. بسیاری از این تمرینات در اوکراین برگزار شد. در ٩٠ درصد موارد آنها علیه روسیه بود. اکنون همچنین می‌توانیم ببینیم که ایالات متحده می‌خواهد پروژه «ضد روسیه» خود را نهایی کند (همانطور که رئیس جمهور ولادیمیر پوتین گفت). ما به طور فزاینده ای جملاتی مانند “روسیه باید شکست بخورد”، “ما باید روسیه را شکست دهیم” می شنویم.

ما به درخواست ولادیمیر زلنسکی با مذاکرات موافقت کردیم و آنها شروع به افزایش سرعت کردند. در ماه مارس، توافقاتی بر اساس اظهارات عمومی ولادیمیر زلنسکی در یک نشست مذاکره در استانبول حاصل شد. او گفت که اوکراین آماده است در صورت دریافت ضمانت های امنیتی به کشوری بی طرف، غیرمتعهد و غیرهسته ای تبدیل شود. ما آماده بودیم بر این اساس کار کنیم، مشروط بر اینکه در توافق مقرر شده بود که ضمانت‌های امنیتی برای کریمه و دونباس اعمال نشود، همانطور که خود اوکراینی‌ها پیشنهاد کردند. بلافاصله بعد از این پیشنهاد که امضا کردند و به ما تحویل دادند، تغییر موضع دادند. اکنون آنها سعی می کنند گفتگوها را به شیوه ای متفاوت انجام دهند.

زمانی که ولادیمیر زلنسکی آمادگی خود را برای دادن وضعیت بی طرف غیر بلوکی به اوکراین اعلام کرد، گامی جدی به جلو برداشت که ما از آن استقبال کردیم. با این حال، پس از آن، وزرای او و رئیس پارلمان اوکراین شروع به بیان این موضوع کردند که اگرچه اوکراین باید تضمین های امنیتی دریافت کند، اما هدف از پیوستن به ناتو (همانطور که در قانون اساسی آن ذکر شده است) همچنان پابرجاست. اکنون ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو و انگلیسی‌ها گفته‌اند اگر اوکراینی‌ها می‌خواهند از این هدف حمایت کنند، حق دارند این کار را انجام دهند. منظورم همین است.

اما آمریکایی ها هم ناتو را دوست ندارند. آنها آخرین جلسات خود را در چارچوب ناتو (جلسه حمایت از اوکراین) برگزار نکردند، بلکه فقط هیئت هایی را جمع آوری کردند زیرا تصمیمات ناتو با اجماع گرفته می شود و آنها باید سریع و یک دست در مورد همه مسائل تصمیم بگیرند.

سوال: شاید رفتار او تحت تأثیر حوادث ماریوپل و بوکا بوده است. در هر دو مورد شما از یک تولید، یک اجرا صحبت کردید. اما به عنوان مثال، چند روز پیش، CNN ویدئویی را که توسط یک پهپاد در ١٣ مارس گرفته شده بود، پخش کرد که نشان می داد نیروهای روسی با اجساد در آن خیابان ها حضور دارند. آیا این می تواند باعث تجدید نظر شود؟ حقیقت در مورد این جنایات جنگی کجاست؟

سرگئی لاوروف: اینجا فقط یک حقیقت وجود دارد. در ٣٠ مارس، نیروهای روسی بوچا را ترک کردند. روز بعد، ٣١ مارس، شهردار بوکا، آناتولی فدوروک، این پیروزی را در مقابل دوربین های تلویزیونی اعلام کرد و اعلام کرد که شهر به زندگی عادی بازگشته است. تنها سه روز بعد، آنها شروع به نشان دادن عکس های آن اجساد کردند. نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم، زیرا آنقدر آشکارا جعلی است که هر ناظر جدی می‌تواند در نگاه اول آن را تشخیص دهد.

من نمی دانم چه چیزی باعث حرکت ایالات متحده شد. هنگامی که ایالات متحده به طور جدی و دراماتیک اعلام می کند که نمی تواند “همه اینها” را تحمل کند، هیچ کس به یاد نمی آورد که چگونه ایالات متحده تصمیم گرفت امنیت خود را در ١٠ هزار کیلومتری مرزهایش تامین کند: در عراق، در افغانستان، در لیبی یا در یوگسلاوی در سال ١٩٩٩. تردید دارد که ایالات متحده حق دارد این تهدیدات ساختگی را خنثی کند (مانند عراق، جایی که تهدید نادرست بود) به هر طریقی که می خواهد.

ما در طول سال‌ها بارها هشدار داده‌ایم که آنها تهدیدی برای مرزهای روسیه هستند و این یک خط قرمز است. ما سالهاست که این را می گوییم. فقط سر تکان دادند. اما اکنون فکر می کنم آنها فکر می کردند که جهان فقط باید به حرف ایالات متحده گوش دهد زیرا ناتو و کل اتحادیه اروپا پذیرفته اند که ارباب آنها در واشنگتن است. و واشنگتن تصمیم گرفته است که جهان باید تک قطبی باشد. به عنوان مثال، وقتی اظهارات وزیر دارایی خود را می خوانید، مستقیماً بگویید.

سوال: چند روز پیش وزارت شما عکسی را منتشر کرد که سلف شما، آندری گرومیکو را در کنار پاپ پل ششم نشان می داد. جمع می شود. آیا این درخواست از پاپ فرانسیس است که به عنوان یک میانجی عمل کند؟

سرگئی لاوروف: فکر می کنم تازه سالگرد ملاقات آنها بود. وزارت امور خارجه عکس هایی از رویدادهای ٢٠، ٣٠ یا ۴٠ سال پیش را در حساب های رسانه های اجتماعی خود منتشر می کند.

سوال: چه کسی می تواند صلح را بیاورد؟ آیا چنین شخص، موسسه یا کشوری وجود دارد؟ رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه و ماریو دراگی نخست وزیر ایتالیا تلاش کرده اند. چه کسی می تواند یک روند صلح را آغاز کند که منجر به امضای معاهده روسیه، غرب و اوکراین شود؟

سرگئی لاوروف: این یک سوال خوب است، اما مدت هاست که به تعویق افتاده است. پتر پوروشنکو که در سال ٢٠١۴ با شعار “صلح در دونباس” انتخاب شد، می توانست همه مسائل را به صورت مسالمت آمیز حل و فصل کند. سپس جنگ را شروع کرد. می توانست توسط ولادیمیر زلنسکی حل شود. او در طول مبارزات انتخاباتی خود را به عنوان “رئیس جمهور صلح” معرفی کرد. در دسامبر ٢٠١٩، او متعهد شد به توافقات مینسک عمل کند و قانونی را تصویب کند که به دونباس یک وضعیت ویژه در تمامیت ارضی ناگسستنی اوکراین می دهد. او همه شانس ها را داشت. همه ورق ها و حتی برنده ها در دستش بود.

ولادیمیر زلنسکی تصمیم گرفت به طور علنی و متکبرانه اعلام کند که هرگز به توافقات مینسک عمل نخواهد کرد زیرا ظاهراً به معنای سقوط ملت و دولت اوکراین است. همه کسانی که قراردادهای مینسک را در شورای امنیت سازمان ملل تهیه و تایید کردند سکوت کردند. آنها گفتند که اگر بخواهد دیگر نمی تواند آنها را اجرا کند، اما روسیه باید به این کار ادامه دهد. این همان کسی است که می توانست صلح را به ارمغان بیاورد.

ولادیمیر زلنسکی حتی اکنون می تواند صلح را به ارمغان بیاورد، اگر دستورات غیرقانونی به گردان های نئونازی خود را متوقف کند و آنها را وادار کند که همه غیرنظامیان را آزاد کنند و مقاومت را متوقف کنند.

سوال: آیا می خواهید ولادیمیر زلنسکی تسلیم شود؟ آیا این شرط صلح است؟

سرگئی لاوروف: ما خواستار تسلیم شدن او نیستیم. ما از او می خواهیم که دستور آزادی همه غیرنظامیان و توقف مقاومت را بدهد. هدف ما تغییر رژیم در اوکراین نیست. این تخصص ایالات متحده است. در تمام دنیا این کار را می کنند.

ما می‌خواهیم امنیت مردم شرق اوکراین را تضمین کنیم تا از سوی نظامی‌سازی و نازی‌سازی تهدید نشوند و هیچ تهدیدی علیه فدراسیون روسیه از خاک اوکراین صورت نگیرد.

سوال: ایتالیا نگران است که روسیه عرضه گاز را متوقف کند. اونجا چه خبره؟

سرگئی لاوروف: یک موضوع ساده که به دلایلی همه منتقدان اعمال ما و همه کسانی که این روزها ما را محکوم می کنند نمی خواهند در مورد آن صحبت کنند. پول از ما دزدیده شد (بیش از ٣٠٠ میلیارد دلار). تازه دزدیده شدن بخش بزرگی از این مبلغ برای تحویل گاز و نفت بوده است. این تنها به این دلیل امکان پذیر بود که گازپروم باید پول را در حساب های بانک های غربی نگه می داشت (طبق قوانین شما). آنها می خواستند روسیه را مجازات کنند، بنابراین آن را دزدیدند.

حالا پیشنهاد می‌کنند مثل قبل معامله را ادامه دهیم و پول در حسابشان بماند. اگر بخواهند دوباره آن را می دزدند. به همین دلیل است. به نوعی هیچ کس در مورد آن صحبت نمی کند.

آنچه ما اکنون پیشنهاد می کنیم این است که وقتی گازپرومبانک یورو یا دلار دریافت می کند، منابع پرداخت شده در نظر گرفته نمی شود، بلکه وقتی به روبل تبدیل می شود که قابل سرقت نیست. تمام داستان همین است. شرکای ما این را به خوبی می دانند. با این حال، هیچ چیز برای خریداران تغییر نمی کند. شما همچنان مبالغ مندرج در قرارداد را به یورو و دلار پرداخت می کنید. پس از آن تبدیل می شود.

ما حق نداریم مردم خود را رها کنیم و به غرب اجازه دهیم به دزدی های خود ادامه دهد.

سوال: در غرب گمانه زنی های زیادی در مورد سلامت ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه وجود دارد.

سرگئی لاوروف: لطفاً از رهبران خارجی که اخیراً با رئیس جمهور پوتین صحبت کرده اند، از جمله آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل، بپرسید. فکر می کنم منظور من را متوجه خواهید شد.

سوال: نهم اردیبهشت نزدیک است. آنها رهایی از نازیسم را در سال ١٩۴۵ جشن خواهند گرفت. رژه ای در مسکو برگزار می شود. تا آن زمان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا پایان «جنگ» نزدیک است؟

سرگئی لاوروف: در اتحاد جماهیر شوروی سنت انجام کاری بزرگ و با صدای بلند در یک تعطیلات خاص وجود داشت. اقدامات ما در اوکراین منحصراً در جهت اهدافی است که ذکر کردم. آنها توسط رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین تعیین شدند: محافظت از غیرنظامیان و تضمین امنیت آنها، و خنثی کردن تهدیدات آنها علیه روسیه با سلاح های تهاجمی و نازی سازی، که غرب به شدت در تلاش است آن را کم اهمیت جلوه دهد.

سوال: آیا درگیری تا ٩ می پایان می یابد؟ آیا دلیلی وجود دارد که امیدوار باشیم این اتفاق بیفتد؟

سرگئی لاوروف: سربازان ما به طور مصنوعی اقدامات خود را به یک تاریخ، حتی روز پیروزی، گره نخواهند داد.

ما ٩ می را مانند همیشه جشن خواهیم گرفت. ما یاد همه کسانی را که برای آزادی روسیه و دیگر جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی سابق و برای رهایی اروپا از طاعون نازی ها جان باختند، گرامی خواهیم داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا